دل نوشته های یک آذردخت

باز باران بارید...
نویسنده : منیژه - ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ آبان ۱۳٩۱
 

 

چقدر این دوست‌داشتن‌های بی‌دلیل خوب است...

مثل همین باران بی‌سوال

که هی می‌بارد....

که هی اتفاقا آرام و

شمرده

شمرده

می‌بارد....

 

این روزها هیچ چیزی به اندازه ی هوای ابری و بارونی پاییتخت حال و هوای دلم رو زیر و رو نمیکنه...

 

 

شکرانه نوشت:

خدایاااااا ممنونم که در تمام شرایط کنارم هستی...که دستم رو محکم توو دستای مهربونت گرفتی و هوای دلم رو داری...سراپا ممنونم قدِ تعداد قطرات باران رحمتت...برای بودنت...برای بنده نوازی کردنت هزار باره سجده ی شکر و سپاس به جای می آورم...

و میگم: من چه خوشبختم که خدایی چون تو دارم...