دل نوشته های یک آذردخت

 
نویسنده : منیژه - ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۳٩۱
 

 

چند وقتی ست نه دستم به نوشتن می رود...نه کتابی میخوانم...نه شعری زمزمه میکنم...نه حرفی برای گفتن دارم...نه احساسی برای سرریز شدن و جاری شدن...نه قلمی برای لغزیدن روی تن سفت و سخت کاغذ...

و نه دلی برای تپیدن و شاید لرزیدن!!!!

چند وقتی ست که دیگر قلبم هم با من همراهی نمیکند...

خاطرات تلخخخخخ اسفند 90 ...عجیب این روزهایم را بی رنگ و خاکستری کرده...درست مثلِ روزهایی که هوای این شهر شلوغ به مرز هشدار میرسد...و نفس در سینه ام تنگ میشود...