سرود آشنائی

کیستی که من
این گونه
به اعتماد
نام خود را
با تو می گویم...
کلید خانه ام را
در دستت می گذارم...

نان شادی هایم را
با تو قسمت می کنم...

به کنارت می نشینم و
بر زانوی تو
این چنین آرام
به خواب می روم؟

کیستی که من اینگونه به جِد

در دیار رویاهای خویش با تو درنگ میکنم....

/ 17 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
افروز

مرسی به خاطر انتقال این شعر زیبا

رحیم

سلام وبلاگ جالبی داری ممنون میشم به ما هم سر بزنید با تشکر[گل]

کیامهر

درنگ سرخوشانه و لذت بخشی باید باشد درنگ با او در دیار رویاها

یلدا

سلام منیژه جون حالت چطوره خانمی ؟

کیامهر

من که این پست رو خونده بودم [متفکر] پاکش کردی پست جدید رو ؟

مهربان

هر کسی که هست خوش به حالش[گل]

بزرگ

اعتماد به رویاهای آرام شادی می آورد این جمله رو فقط از کلمات رنگی شعرت نوشتم