بدون عنوان

 وقتی خوب نیستم و تو با ترس و دلهره زنگ میزنی و میگی که خواب بدی دیدی و با نگرانی حالم رو می پرسی... و وقتی من با شنیدن صدات بغض راه نفسم رو میگیره و اشکام بدون وقفه سرازیر میشن...وقتی تمام تلاشم رو میکنم که بهت بفهمونم که خوبم که سرحالم و دخترکت  قوی تر از این حرفاست...قطع که می کنی تو دلم با خودم میگم حرفامو باور میکنی...این دلخوش کُنک های الکی دخترت حالت رو خوب می کنه و قدری از نگرانی ات رو کم می کنه یا نه؟؟؟؟

 

/ 20 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ترانه شرقی

سلام فقط یک شعر تازه ولی ساده "آبی باش وبا طراوت"

بزرگ

اصلا منیژه تو بگو آدم با مادر شوهر میره مسافرت !!!!؟؟؟؟ من به خانم دوستانم و فامیل هم سن و سال خودم میگم آدم با مادر شوهر میره مسافرت؟

سمیرا

آقا بزرگ منظورش ازاين جمله نخست خداي نكرده موش دوانيدن نيست كه؟! پس خانوادگي رفتيد كه اين همه طول كشيد؟

بزرگ

آره 9 نفر آدم گنده بهمراه 5 عدد بچه . نه من همیشه با یلدا شوخی میکنم این جمله رو میگم یلدا هم همینطور

maks

چرا خوب نیستی؟

یلدا

هی فامیل شوهر ،هی داد بی داد .

بزرگ

یک هفته از پستت گذشته به روز شو!!!

سمیرا

چه تفاهمی آقا بزرگ! منم اومدم یه کم سر این دوست قدیمی تنبل شده غر بزنم بلکه دست از تنبلی ورداره و بنویسه تا روحمون شاد بشه

مکث

بهتری منیژه؟ خوب شدی دخمره؟ یه خبری از خودت بهم بده اگر خوب شدی...