چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا ما آدما فکر می کنیم که فقط خودمون حق زندگی داریم؟؟؟

چرا ما آدما فکر می کنیم این شهر و خیابونا و...ارثیه بابامونه؟؟؟

چرا سرمون تو لاک زندگی خودمون نیست چرا اجازه نمی دیم بقیه مردم هم زندگی بکنند؟؟؟

چرا؟؟؟؟؟؟

بعضی وقتا با رفتار بعضی از آدما دلم واقعاً به درد میاد و گوشه ی چشمام بارونی میشه...دیگه نمی دونم چی بگم..........................واقعاً نمی دونم!!!!!!!!

/ 17 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حمید

په کجانی؟ خوری ات نی؟

هدی

تو فقط بگو کی چی کار کرده تا من برم اوخش کنم...!!![ماچ]

سمیرا

توهم مثل بزرگ قراره از بلاگستان خداحافظی کنی منیج؟‌دیار بیارت نیسا

یلدا

سلام منیژه جون نمی خوای به روز شی از این همه چرا خسته نشدی خواهر جان

بزرگ

همیشه گوشه چشمها بخاطر کسی بارونی میشه که بعدها دلتنگ اون بارون میشی

سهبا

اينطور اگه فكر كنيم در دايره ما آدمها قرار نداريم مهربون ! خودت رو اذيت نكن واسه شون ! سلام منيژه جانم . چقدر دلم برات تنگ شده عزيز .

مذاب ها

سلام آذر دخت عزيز..... چه ميتوان كرد؟! به همين خاطر است كه نام زمين را تبعيدگاه گذاشته اند.....

کاترین

کاش کاری ازدستمون برمی اومد.

حمید

ای خدا اَ دسه ای منیج!