باز باران...

1-بالاخره هوای ابری و بارونی این روزای پاییتخت تونست حال و هوای  این دل ناماندگار بی درمان من و یه خورده بهتر کنه...

بازم دم بارون گرم...

2-میخوام برم یوگا...این دفعه جدی و مصمم...میخوام به وضعیت روحی این روزام یه سرو سامونی بدمممممم...

3-فردا دارم با چند تا از دوستای خوبم میرم ماسوله...دلم بدجوری برای جنگلای بکر و آتیش روشن کردن  و هوای ابری و مه گرفته و نم نم بارون و خیس شدن از آب بارون و شالاپ شلوپ کردن و فریاااااااااااااد کشیدن تو دل جنگل و رهاااااا شدن از همه ی قید و بندهای این روزگار  و دور هم جمع شدن و آوزار خوندن و خیلی چیزای دیگه خیییلی تنگ شده.........

4-دلم برای پاییز و اون روزای قشنگش تنگه....راستش دلم برای منیژه هم تنگ شده...آخه خیلی وقته که دیگه سراغی از خودمم نگرفتم این روزا دلمم از دستم خیلی شاکیه...دلم برای ساده شدن...ساده نوشتن...برای بی پرده نوشتن خیییییلی تنگه...

 

به هر حال امیدوارم خوش بگذره و من سرحال برگردم...

 

/ 9 نظر / 3 بازدید
سمیرا

مي بينم كه بازم شدي منيج ماركوپولو! خوشحالم كه داري ميري خوش بگذروني..سلام ما رو هم به خونه هاي قشنگ و شمعدونيها و عروسكهاي كاموايي برسون...

بنفشه زواره

درود وبلاگ شعر های بنفشه با یک کار سپید بروز است و یک بنفش نوشت کوچک "ماهیان رود بغلی آب را تف می کنند " دعوتید موفق باشید بدرود [گل]

میکائیل

سلام ... هوای باران خواهد شست دل ابری تورا .... همیشه یادت باشه اونی که اخر میمونه خودتی ... نه زمان ... نه خستگی ... نه کسالت .... نه درد .... تنها تویی و بس و این یک رازی است که هیچگاه به یاد نمیسپاریمش

بزرگ

یوگا واسه تو بهترین درمانه ناون پاییز پذیرای توست

بانوی اردیبهشت

خوش باشی هرجا هستی عزیزم.

سمیرا

سنوني بزنه وت كه هيچوقت نيسي

مهزاد

همیشه به سفر خانم [ماچ] خوش گذشته ایشالا برگشتی الان؟ . . آذر دخت جان از سایت تولدانه باهات آشنا شدم [قلب] خوشحالم از داشتن دوستی که فکر کنم یه روز ازم کوچکتر آره[سوال]