باز هم هوای حوصله ابری ست...

مدتی است نه دستم به نوشتن می رود و نه درست و حسابی حرفم می آید...

آنقدر دلتنگی  و خستگی در لحظه لحظه های زندگی ام سایه افکنده است که دیگر مجالی برای نفس کشیدنم نیست...

حالم اصلاً خوب نیست...تا وقتی بهتر نشوم و شاید خوب نشوم...بر نمی گردم!!!!

پس به این ترتیب یک مدتی نیستم...نمی دانم چقدر...یک هفته...ده روز...دقیقاً نمی دانم.....هر وقت حالم بهتر شود برمی گردم...

میخواهم  اگر بتوانم یک مدتی بیخیال دنیا و تمام آدم هایش بشوم..................

فقط دعا کنید زودتر باران ببارد...تا شاید قدری بهتر شوم...........

/ 31 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بزرگ

امیدوارم اونجا زودتر بارون بیاد

ميكائيل

مياد ... اونقدر مياد كه همه دلتنگي هاتو بشوره و بره ... اونقدر مياد كه ياد كم حوصلگي هارو نكني ... اونقدر مياد كه چشاتو وا بكني و همه جارو جور ديگه اي ببيني اونقدري مياد كه يادت باشه كه اون هنوز به يادته و به خاطر خودت هواي دلتو و هواي اين روز هاي همه رو عوض مي كنه .... مطمئن باش كه مياد

یلدا

منیژه جون فکر می کنم که الان دیگه بارون به شهرتون رسیده باشه و هوای ابری دلت کم کم باز بشه و رنگین کمانی از شادی توی دلت هویدا بشه .

میکائیل

بله .... چرا که کنارشون نباشیم ... ادم یه دوست به این خوبی داشته باشه ... کجا بره ؟؟؟؟

طلیعه

مرسی منیژه جان من هم امیدوارم زود زود هوای حوصله ات آفتابی بشه عزیزم.

یلدا

منیژه جون هیچ کس من به کوچه سیدان نبرد همه می گفتن چطوری بااین بچه ها می خوای بری آخه بزرگ هم با کسایی دیگه مجبور بود بره .

بزرگ

چی شد پس این بارون نیومد اونجا فکر کنم این هفته بارون و برف با هم میاد

ترانه شرقی

سلام "به تو از عشق به مقدار تلاشت دادند تا که مشغول شوی عقل معاشت دادند" "آبی باش وبا طراوت"

سمیرا

کجایی پس دختر پاییز؟‌چرا خبری ازت نیست خب؟؟؟؟