زمستان

زمستان

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

سرها در گریبان است

کسی سربر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را

                                                  که ره تاریک و لغزان است

اگر دست محبت سوی کس یاری

به اکراه آورد دست از بغل بیرون

که سرما سخت سوزان است!!!!!!!!!!!!

نفس کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریک

چو دیوار ایستد در پیش چشمانت

نفس کاین است پس دیگر چه داری چشم

ز چشم دوستان دور یا نزدیک

هوا بس نا جوانمردانه سرد است! آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآی...

دمت گرم و سرت خوش باد

سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای

منم من، میهمان هر شبت لولی وش مغموم

منم من، سنگ تیپاخورده ی رنجور

منم دشنام پست آفرینش نغمه ی ناجور

نه از رومم نه از زنگم همان بی رنگ بی رنگم

بیا بگشای در بگشای دلتنگم...

تگرگی نیست، مرگی نیست

حریفا، میزبانا میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد

صدایی گر شنیدی صحبت سرما و دندان است

من امشب آمدستم وام بگذارم

حسابم را به روی جام بگذارم

چو می گویی که بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد

فریبت می دهد بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست

حریفا: گوش سرما برده ست این، یادگار سیلی سرد زمستان است

و قندیل سپهر تنگ میدان، مرده یا زنده

مرگ اندوه پنهان است

حریفا رو چراغ باده را بفروز شب با روز یکسان است

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت:

هوا دلگیر...درها بسته...سرها در گریبان...دستها پنهان...

نفسها ابر...دلها خسته و غمگین...

درختان اسکلت های بلور آجین...

زمین دلمرده سقف آسمان کوتاه

غبار آلوده مهر و ماه...زمستان است...

پی نوشت:

زمستون رو با همه ی بی برگی اش...با روزای سرد و ابری اش...با دونه های سپید و مهربون برف اش...با شبای بلند و کشدارش که یه آرامش ابدی تو دلش داره...بعد از پائیز دیوووووونه وار دوست دارم...خداااااااااایا چی میشه این ابرای زیبایی که از صبح به مهمونی آسمون این شهر اومدن دوباره تا خود صبح ما رو مهمون اون دونه های سپید و قشنگشون کنند و من مثل همیشه ساعتها صورتم رو به شیشه ی سرد پنجره ی اتاق بچسبونم و به تماشای بارش یکریز و بی امان این همه مهر و زیبایی بشینم و وقتی دوباره زمین سفید پوش شد دوباره برم پرواز و یه شب شاعرانه و عاشقانه ی برفی...

/ 15 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مسی

اگر دست محبت سوی کس یاری به اکراه آورد دست از بغل بیرون . خیلی زیبا بود

افروز

سلام عزیزم منم دوست دارم این برفهای خوشگل را اما یخهای بعدش را دوست ندارم [ناراحت]

habib

به جشن بزرگي دعوت شده ايد

سمیرا

به به سلام منيج خوبي؟ صبحت بخير...امتحانا خوب پيش رفته ...ميدونم..ايشالا اين چند تاهم زودي تموم بشه و بري ناون دلي از عزا دربياري...زمستونم فقط زمستوناي ناون[چشمک]

سمیرا

بدو منيج عكس باباتو واسه آقا بزرگ بفرست بدو دير شد

هدی

قشنگ بود... همیشه عاشقانه داشته باشی...[گل]

سهبا

سلام منيژه جان . تموم نشد اين امتحاناتت خانومي ؟ خب دلمون تنگ شده واست ديگه !

مجتبي

از استاد اخوان ثالث عزيزم باشه گمون كنم. شهرام ناظري هم خونده.محشره گوش كن.

حمید

سلام و علیکم چه عکس قشنگی و چه شعری زمستون واقعا به ادم حس عجیبی میده. اما دیگه گذشت اون زمون که خیلی برف می اومد... کافر ای ناون هی برف نمیا

ميكائيل

سلام و عليكم ... بالاخره از پس اين غولهاي زشت امتحانات بر اومديد يا نه ؟؟// منتظريم كه پرشور و غرور .. بنويسيد موفق باشيد